تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین

×

عبارت خود را درج و جهت جستجو "Enter"را بفشارید

تماس

تماس با ما

نام واحد کتابخانه
نام مسئول خانم کرمی
شماره تماس 250
مسیر دستیابی
زیر زمین
  • تاریخ انتشار : 1401/06/27 - 11:15
  • تعداد بازدید : 2918
  • تعداد بازدیدکنندگان خبر : 186
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه
روابط عمومی مرکز آموزشی درمانی شهید بهشتی:

ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم...

اسوه عدل و عدالت ، از دیدگاه دکتر علی شریعتی و دکتر چمران با تلفیقی از سخنان نغز آن حضرت


۲۹ و ۳۱ خرداد ماه ، سالروز پرواز دو کبوتر عاشقی است که برای یک هدف مقدس تلاش می کردند وشاید  تقارن روز مرگشان با یکدیگر نشان از نسبت میان این دو بود، دکتر چمران همان بزرگ مردی که مقام معظم رهبری درباره ایشان فرمودند:"او فرمان امام را، امر امام را، عشق به امام را از همه صبغه‌ها و رنگهایی که در عالم سیاست و خطوط سیاسی وجود دارد مرجح می دانست و این خصوصیت دکتر چمران بود." و دکترشریعتی  را از زبان چمران  بخوانیم آن هنگام که درباره او میگوید:"اي علي! تو را وقتي شناختم که کوير تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن يافتم. قبل از آن خود را تنها مي‌ديدم و حتي از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهي از غيرطبيعي بودن خود شرم مي‌کردم؛ اما هنگامي ‌که با تو آشنا شدم، در دوري دور از تنهايي به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشين شدم.


 


تقارن سالگرد عروج این دو عزیز، با لیالی قدر و شهادت امیر دل ها حضرت علی (ع)، فرصت زیبائی بود تا روابط عمومی مرکز، این اسوه عدل و عدالت را با سیری در زوایای فکری شریعتی و چمران و نیز تلفیق آن با سخنان گهربار آن حضرت به تصویر بکشد.





 


"سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یک قهرمان یا یک شخصیت تاریخی تنها نیست. هر کس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی کند، خود را نه تنها در برابر یک فرد، یک فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلکه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یک مساله علمی، یک معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌کند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه که در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یک شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلکه درباره معجزه‌ای است که به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.





گاه علی (ع) را که توی این جنگ‌ها یک قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یک سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یک پدر و یک همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یک انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌کرده که کسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول کنم که رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را که از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بکند، هرگز



درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، که این روح را این اندازه بی‌تاب بکند! مسلما این همان درد انسانی است که خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است که خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌کند. 


 



 


مسیح و یحیی و زکریا  و علی را بی رحمانه و ددمنشانه می کشند... تنها به علت آنکه " می توانند"؟... نه ، تنها به علت آن که شخصیت بزرگ، روح بلند و انسان پر شکوه تحملش برای اشخاص حقیر، ارواح زبون و آدمک های خوار و ذلیل" شکنجه آور است و احساس بودن آنها، عقده های حقارت و پوچی را همچون ماران خوشه دار به خشم می آورد و دیواره جانشان را نیش می زنند و از شدت درد دیوانه و هار می شوند. 


 



 


مسلما هر کسی که انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌کند، انسان است، این است که می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاک سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشک دقیقی است که حتی برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل نکردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است که انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته. 





 


 


علی (ع) نه تنها امام است، در طول تاریخ هیچ شخصیتی با این امتیاز را نداشته که یک خانواده امام (ع) است، یعنی خانواده اساطیری است، خانواده‌ای که پدر علی (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسین (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زینب (س) است علی (ع) نخستین نسل در انقلاب اسلامی، علی (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پیغمبر (ص) و علی (ع)، علی (ع) مظهر جهاد و رهبری جنگ، علی (ع)، ‌مرد سیاست و مسؤولیت اجتماعی، علی (ع) مرد کار یدی، کشاورزی و تولید، علی (ع) ‌مظهر نثر و شعر علی (ع) بهترین سخنور و سخنگو، علی (ع) ‌فیلسوف، علی (ع) مظهر بینش‌ها و ابعاد متضاد، علی (ع) ‌زهد انقلابی و عبادت، ‌تکیه بر عدالت، علی (ع) تساوی در مصرف، علی (ع) امام و مظهر حقیقت‌ها و ارزش‌ها، علی (ع) نفی مصلحت به خاطر حقیقت، نفی شخصیت، علی (ع) انسان‌دوستی





 


 


ما ملتی که افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مکتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است که می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است که می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا کرده، ‌به آگاهی، بیداری، حرکت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم که با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم! در صورتی که «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل کردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق    



 


نهج البلاغه بعد از قرآن ، بزرگترین كتاب ما است كه آن را نمی خوانیم و نمی شناسیم، چنانكه قرآن را نیز نمی شناسیم و آن را فقط ستایش می كنیم، می بوسیم و تبرك می دانیم  قرآن ونهج البلاغه را تجلیل و ستایش می كنیم، اما چه فایده و چه تاثیری می تواند داشته باشد، وقتی كه در آن تدبّر نمی كنیم



 


شیعه علی (ع) ...، علی (ع) ‌وار بودن، علی (ع) ‌وار اندیشیدن، علی (ع) ‌وار احساس کردن در برابر جامعه، ‌علی (ع) وار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی (ع) ‌وار زیستن، علی (ع) ‌وار پرستیدن و علی (ع) ‌وار خدمت کردن است..."



 


شاید ،  25 سال سكوت علی(علیه السلام) از همه سخنانی كه آن حضرت در دوران عمر خویش فرموده است؛.. اثر بخش تر و آموزنده تر باشد



سكوتی كه خطاب به همه انسان هاست، انسان هایی كه علی را می شناسند. بیست و پنج سال سكوت در نهایت سختی و سنگینی برای یك انسان، آن هم نه یك انسان گوشه گیر و راهب، بلكه یك انسان فعال اجتماعی...امام گاه با سخنانش حرف می زند و گاه با سكوتش...


 



 


درد  علی علیه السلام:

"... درد علی دو گونه است :
یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می‌کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق‌اش احساس می‌کند.
اما، این درد علی نیست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن‌را نمی‌شناسیم!!
باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را...
که علی درد شمشیر را احساس نمی‌کند.
و...ما...
درد علی را احساس نمی‌کنیم..."



 


 


" و تو ای علی!...   ای شیر!... مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده‌ایم. اما "عشق تو " را، علی‌رغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس پرده‌های دل خویش، هم‌چنان مشتعل نگاه داشته‌ایم، چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می‌کنی؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی، که در ذِمّه حکومت‌ات می‌زیست، تاب نیاوردی، و اکنون، مسلمانان را در ذمه‌ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می‌گذرد! ای صاحب آن بازو، که یک ضربه‌اش از عبادت هر دو جهان برتر است، ضربه‌ای دیگر!..."


  • گروه خبری : اخبار ارتباطات,امور فرهنگی,اخبار عمومی
  • کد خبر : 50963
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

niafam espritportal